مقالات

آیا معیار هوش اجتماعی خود را می‌دانید؟ (۲)


خلاصه :

آیا معیار هوش اجتماعی خود را می‌دانید؟ (۱)

آیا معیار هوش اجتماعی خود را می‌دانید؟ آیا به تفاوت بهره هوشی، هوش اجتماعی و شعور اجتماعی آگاه هستید؟ آیا خودتان را یک فرد اجتماعی می‌دانید یا خیر؟ چقدر به برقراری ارتباط با دیگران تمایل دارید و کیفیت این رابطه برایتان مهم است؟ در یک تعریف هوش اجتماعی یعنی توانایی برقراری ارتباط با دیگران و مدیریت یک رابطه درست و بی‌نقص که می‌تواند شامل موارد زیادی باشد و ما در این نوشته به برخی از شاخص‌های آن می‌پردازیم.

اگر هوش اجتماعی تقویت شود
برای اصلاح یک جامعه لازم است افراد بیشتری هوش اجتماعی خود را تقویت کنند و راه‌های ارتباط مؤثر با دیگران را به خوبی بیاموزند. اگر این هوش نباشد افراد قدرت تطابق با مردم را از دست می‌دهند و نمی‌توانند در مقابله با افراد جدید که وارد زندگی و رابطه‌شان می‌شود واکنش درست نشان بدهند. تقویت این هوش باعث می‌شود افراد بتوانند با هرگروه از افراد با مشخصات فکری و اعتقادی مختلف کنار بیایند و به سازگاری مطلوب برسند.


اگر این هوش تقویت شود می‌توان امید داشت مناقشات پیش آمده میان افراد را بتوان مسالمت‌آمیز و هوشمندانه حل و فصل کرد. مثل بزرگ‌ترهایی که با صبوری و ریش سفیدی‌شان به اختلافات پایان می‌دهند، اما اگر این هوش پایین باشد می‌تواند به دعوا و اختلاف منجر شود.


اگر این هوش تقویت شود افراد به درک فرهنگی درستی از یکدیگر می‌رسند و می‌توانند اختلافات قومی و فرهنگی را به راحتی بپذیرند و راحت‌تر کنار هم زیست کنند. تقویت این هوش مساوی است با احترام اقوام به یکدیگر و آن وقت کمتر کسی به جوک‌های ساخته شده علیه اقوام و قشرهای مختلف می‌خندد و دیگران را با دیگران به اشتراک نمی‌گذارد. هوش اجتماعی یعنی یک درک عمیق از مسائل جامعه که همه را به درک درستی از شرایط یکدیگر وا می‌دارد و، چون یکدیگر را درک می‌کنند پس بهتر می‌توانند به یکدیگر یاری رسانند.


اگر این هوش تقویت شود افراد منعطف بیشتری تربیت می‌شوند که می‌توانند به راحتی در مواقع لازم اشتباهات خود را بپذیرند و بلد باشند از دیگران عذرخواهی کنند. عذرخواهی کردن یکی از مهم‌ترین مشخصات فردی است که می‌تواند به ایجاد رابطه‌ای مفید و بی‌تنش منجر شود. فکر کنید راننده‌های ما هوش خود را تقویت کنند و یاد بگیرند در مواقعی که اشتباهی سهوی رخ می‌دهد پیاده شوند و با آرامش و احترام عذرخواهی کنند. به نظر شما در چنین شرایطی کار به دعوا و فحش دادن و استفاده از قفل فرمان می‌رسد؟ آیا همان زبان نرم به قول قدیمی‌ها مار را از لانه بیرون نمی‌کشد؟


اشکال ما این است که همه خود را حق به جانب و عذرخواهی در مواقع بروز اشتباه را نشانه تحقیر می‌دانیم، در حالی که عذرخواهی نشان از رشد اجتماعی ما دارد و می‌تواند در بسیاری موارد گره را به جای دندان با دست باز کند. اگر ما خطای خود را بپذیریم و مسئولیت خطایمان را به جان بخریم حتماً دیگران ما را درک می‌کنند و کمک بهتری خواهند کرد. مثالش همان راننده‌ای است که زیر بار اشتباهش نمی‌رود و مدام با فحش و عصبانیت منتظر افسر می‌شود. این آدم گره را سفت‌تر می‌کند، اما اگر کسی عذرخواهی کند و منطقی با مقوله تصادف کنار بیاید طرف مقابل به او احترام می‌گذارد و دنبال حل و فصل از طریق قانون می‌روند. چه بسا افراد زیادی که به جای دعوا و کشاندن پای پلیس به ماجرا خودشان با گفتگو اختلاف را حل می‌کنند و به اجماع می‌رسند.


این افراد اغلب شادند و راحت‌تر از دیگران می‌توانند جلب اعتماد کنند. این‌ها نیازهای دیگران را به خوبی و به موقع متوجه می‌شوند. به عنوان مثال اگر نیازمندی در کوچه‌شان باشد قبل از درخواست کمک خودشان به او کمک می‌کنند یا اگر پدر یک نوجوان باشد قبل از همه متوجه نیاز او می‌شود و سعی دارد آن‌را برطرف کند.


این افراد اغلب محبوبند، از اعتبار و احترام کافی نزد دیگران برخوردار بوده و برونگرا هستند و به راحتی احساسات خودرا بروز می‌دهند.

هوش اجتماعی مهم‌تر از بهره هوشی است
اما خوب است بدانید داشتن هوش اجتماعی از بهره هوشی خیلی مهم‌تر و کارسازتر است. ممکن است کسی باهوش تلقی شود، اما درونگرا باشد و نتواند ارتباط مؤثری با دیگران برقرار کند. پس این علم و هوش خیلی نمی‌تواند مؤثر افتد. حالا بر عکس آدم‌های زیادی هستند که بهره هوشی پایین‌تری دارند، اما چون بلدند با دیگران ارتباط ایجاد کنند انسان‌های موفق‌تری هستند. فرض کنید شما بهره هوشی بالایی داشته باشید، اما در ارتباط‌گیری ضعیف باشید. چطور می‌توانید بهره بالقوه خود را بالفعل کنید؟ اما او که هوش اجتماعی دارد بلد است با همان میزان هوشی که دارد به موقع و درست ارتباط برقرار کند و به خواسته‌هایش برسد. شاید به همین دلیل است که بچه‌های شیطان و پر شر و شور نوجوانی اغلب در بزرگسالی کارهای مهم و پر مخاطبی دارند و از شرایط مالی خوبی هم برخوردار هستند و نابغه‌ها بیشتر درکارهای انفرادی و تک بعدی حضور دارند. شاید اصطلاح عامیانه‌اش مردم دار بودن هوش برترها باشد.

هوش هیجانی خمیرمایه هوش اجتماعی
لازمه هوش اجتماعی برخورداری از هوش هیجانی است که شامل کنترل هیجان و رفتارهای فرد می‌شود. پس اول باید هوش هیجانی را تقویت کرد و برخورد با انواع احساس‌ها را آموخت. این هوش که تقویت شود راحت‌تر می‌شود احساسات را کنترل کرد که همین به تنهایی می‌تواند در ایجاد رابطه سالم مؤثر باشد.

بعضی‌ها هوش بالایی دارند یعنی به خوبی می‌توانند ساعت‌ها برای مردم حرف بزنند و همچنان محبوب بمانند، اما شعور اجتماعی ندارند، یعنی نمی‌توانند قوانین شهروندی را بپذیرند و اغلب حقوق دیگران را خواسته یا ناخواسته تضییع می‌کنند. شعور اجتماعی یعنی زباله‌ها را هر جا دلمان خواست رها نکنیم. خودروی خود را هر جا دلمان خواست و جلوی هر تابلوی توقف ممنوعی پارک نکنیم. یعنی ماشین خود را بدون معاینه فنی در خیابان رها نکنیم. شعور اجتماعی یعنی بدون اجازه کسی از او در هر حالتی که هست فیلم و عکس نگیریم. بی‌اجازه کسی مسائل خصوصی‌اش را انتشار ندهیم و با تخطی از قانون در رانندگی جان دیگران را به خطر نیندازیم. همین یک شعور اجتماعی به تنهایی جای کار بسیاری دارد. خیلی از رفتارهای اجتماعی نیاز به تعمیر یا ترمیم دارند و باید بسیاری از زیرساخت‌ها دوباره احیا شوند.


خوبی هوش اجتماعی این است که اکتسابی است و می‌توان آن را با ممارست و تلاش به دست آورد. به نظر می‌رسد برای داشتن یک جامعه ایمن و سالم باید از تقویت شعور اجتماعی و آموزش هوش اجتماعی آغاز کرد. اگر افراد زیادتری مهارت برقراری ارتباط را بیاموزند و راحت‌تر بتوانند هوش هیجانی خود را کنترل کنند به یقین آمار جرم و تخلف کاهش خواهد یافت و افراد زندگی بی‌دغدغه و شادتری در کار هم تجربه خواهند کرد.

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران