رویدادهای مدرسه
عید هزار و چهارصد و پنج
خلاصه :
عید امسال برایمان رنگ و بوی تازهای داشت.
حس و حال بهاری تازه تلفیقی از داغ عزیز و حماسه برایمان به ارمغان آورده بود.
لحظات پایانی سال هزار و چهارصد و چهار مانند تلنگری بود بر قلب داغدارمان؛ و چه غم بزرگی که دیگر صدای عزیز جانمان، رهبر عزیزمان را نمیشنیدیم .
اعماق وجودمان دلتنگ صدای گرم و مهربانشان بود؛ مردم در پشت تلوزیون، میادین شهر، مساجد و جای جای این خاک و سرزمین به انتظار شنیدن پیام عیدشان بودند و ایشان نبود...
اما این بار انقلاب ورق تازهای خورده بود!
رهبر جوانمان برای ما سخنانی داشتند...
سخنانی که همگی با جان و دل به آنها گوش فرا دادیم؛ سخنانی که این دلتنگی را به حماسه تبدیل کرده بودند و امیدی دوباره به ما بخشیده بودند.
به یاد داریم ایشان در ابتدای سخنشان فرمودند :
بایــد از کســانی کــه در ایــن روزهــا در کنــار حــضور در میادین و مــحلات و مســاجد بــا تالش مضاعــف نقــش اجتماعــی خــود را پررنگ تر مینمایند بطور خاص تشــکر کنــم.
و سپس فرمودند :
شــما از سرورمان عجــل الله تعالــی فرجــه الشریف و خدایش، فتح و ظفر و عافیت و انواع نعم را خواستید و لالبد با سابقه عنایتی که همیشه به این نظام و این ملت بوده، یا عین آنچه سؤال قلبی شما بوده یا بهتر از آن را دریافت خواهید کرد.
ما به ایرانمان افتخار میکنیم ولی آنچه سبب فخر ماست ملت پای کاری هستند که سال هاست در جهادند تا مبادا یک وجب از این خاک به دست بیگانه بیفتد.
و اما اینبار در عید سال هزار و چهارصد و پنج مردم با حضورشان در میادین، مساجد و خیابان ها عهد خود را با امامشان تازه کردند.
با وحدت و یکپارچگی ایرانمان را میسازیم و اجازهی تجاوز به خاکمان را هرگز به اهریمنهای زمانه نخواهیم داد!
هستیم به امید روزی که پشت سر امام زمانمان نماز عید بخوانیم .
کاری از دختران پایه نهم
خانم مبینا اشتیاق، خانم زینب افتخاری، خانم مهدیه بهشتی، خانم یگانه زهرا جوهری فرد